عبد الجليل قزوينى رازى
527
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
به حمد اللّه بر ظهور و حضور قائم عليه السّلام ، تا عاقلان بدانند كه همهء حوالات بدروغ كرده است و همهء بهتانها بباطل نهاده و اعتقاد شيعه بر صحّت قرآن و صدق قرائت مستقيم است و تا « 1 » كور و لال مىباشد بدين حجّت : لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ « 2 » . آنگه گفته است : « فضيحت پانزدهم - بگفتيم كه : هرگز دروغزنتر و جاحد - تر از رافضى ديگرى نباشد گويند : ذو الفقار على از آسمان آوردند ، اوّلا ذو الفقار نام تيغى است و آن تيغ از آن منبّه بن الحجّاج بود بغنيمت بروز بدر برسول افتاد ، آن را « سيف النّبىّ » گفتند رسول بعلى داد ، آنچه از آسمان جبريل آورد آن بود كه چون جهاد فريضه كردند جبرئل مىآمد تيغى حمايل كرده و در هرغزوى جبرئيل همچنين كردى سلاح پوشيده آمدى تا رسول بدانستى كه غزا مىفرمايد امّا مقصود رافضى نه نشر معجزات رسول خداى باشد مقصودش آن باشد تا دروغى بگويد زيادتى مر على را ، و فضيلتى او را اثبات كنند « 3 » بر رسول خداى تعالى » . اما جواب اين فصل موجز آنست كه دروغزن و جاحد آن طايفه باشند كه خدايرا ظالم گويند ، و رسول را عاشق ، و امام را مخطى ؛ و آن ناصبيان مجبّراند چنان كه بدلائل در مواضع درست كرده شد . امّا آنچه گفته كه گويند : « ذو الفقار على از آسمان آوردند » گويند و در اخبار آوردهاند ، امّا شيعه و غير شيعه هرمعجزات « 4 » كه در عهد رسول اثبات كنند آن را معجز رسول گويند نه معجز على گويند و نه كرامت بو بكر ، و خواجه ناصبى را طرفه نبايد داشتن كه از آسمان تيغى بمصطفى آورند « 5 » كه از آسمان بمصطفى بهتر از تيغ چيزها آوردند اوّلا قرآن مجيد . دوم مرغ بريان . سيوم ميوهء بهشتى . چهارم طبخ جنّتى . و اجماع وارد است برين جمله و اخبار متواتر ؛ تيغ را همان حكم باشد
--> ( 1 ) - ح : « تا » ( بدون واو در اول آن ) . ( 2 ) - آيهء 43 سورهء مباركهء فصلت . ( 3 ) - ح د : « بزيادتى فضيلت مر على را و او را كرامتى اثبات كند » . ( 4 ) - ع ب م : « هر معجزاتى » و اين تعبير يعنى استعمال « هر » با كلمهء « معجزات » كه صريح نسخهء ع است يا « معجزاتى » كه صريح دو نسخهء م ب است يكى از شواهد جليه و براهين قاطعه است بر اينكه در قديم كلمهء « هر » را بر جمع نيز داخل مىكردهاند چنان كه در تعليقهء اولى بتفصيل ياد شد . ( 5 ) - ع ب م : « آوردند » .